چند شب پيش خسته از يك روز پركار بهخونه رسيدم . تاآماده شدن
شام چنددقيقهاي فرصت باقي بود لباس راحتي پوشيدم و لم
دادم روبروي تلويزيون تا اخبار رو ببينم . براي من اخبار مهمي بود.
انگارتنم دوتكه شده بود . ازگردنم به پايين از شدت خستگي به خواب
رفته بود يا بهتر بگم ، وا رفته بود اماسرومغزم شيشدونگ متمركزاخبار
بود و كاملاً از اطراف بي خبر .......